کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
مزارعِ سرخِ درد

ما در مزارع سرسبز بوده ایم

ما از مزارع سرسبز نیامده ایم

ما خون نریخته ایم،

خون بسیار دیده ایم.

ما به مزارِ عزیز که دمی پیش

سخن از مه و مهر داشت،

گریسته ایم.

ما خاک شده ایم

ما از آب و آتش زخم خورده ایم

ما…

چه گویم؟ هرچه گویم باورم نکنی!

 

ایمان داری و ایمانداری نمانده بود

و شب عظیمترین درودش را

سپاس قمه بسته های زنجیر بدست میکرد

و من صهبای عاطفهء مهجورِ خویش

نوش لحظه های غربت میکردم

ودر هجران آب و آبرو بود

که ز دست شدیم و آمدیم.

من خود دیدم

نیمی از من میمرد،

که آمدم.

من در مزارع سرسبز بوده ام،

از مزارع سرسبز نیامده ام

چه گویم، هرچه کنم باورم نکنی.

 

آه عشق نیمه روز های تابستان

و کاگلِ دیوارِ شکستهء نور،

در سایهء تو بود

که ماندگاری همچو برهء رمه

خویشتن بر پیکرم میمالید

ومن از هجوم غرور

خاک میشدم؛

که زمانهء فرتوت، داستان دگرگونه آغاز کرد.

و مرگ را دیدیم،  که کبود و بیوقت،

خواب آرزوهای ناشگفته را برباد میکرد؛

و دعا، پیچیده در صدف درد

غرور را سوی خدا میبرد.

 

آخ کودکی غبطه انگیز!

تنها با تو بود

که ما

زنده بودیم.

 

چه کنم، هرچه گویم باورم نکنی

 

ما از مزارع سرخ درد آمده ایم.

One Response to “مزارعِ سرخِ درد”

  1. Aalim گفت:

    Wow! Talk about a posting kncoikng my socks off!

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان