کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
در عقوبت افتادن

زخمی شدیم ، افتادیم
زمانه رفته بود
و دامان دیروز هنوز
دستان ما را نعره میزد.
نیت بر خواستن داشتیم که
گردی بود و صدایی
همسایه ،
کفش های گشاد جدم بپا
از برابر ما در گذشت

رونده و مغرور بر خاکی که
جدم در آن نردبانی
به بام خورشید گذاشته بود.
و همسایه اما
میراث “برحق” نزول شده را
در شکم سیراب هوا ، به نام خویش
نقش میبست
و با کفشهای گشاد
تندیس قدمهای جدم را دنباله میزد.

برهنه پا ، آبله برکف
زیر آفتاب بالا، بالای صخره های داغ
ما افتاده ، زخمی و بیخود چونان
که گویی قلب و مغز زیر پا فرش کرده باشیم؛
سزای ازین بزرگتر
بوتها را دو دسته ، خمیده
ـ در نیمهء سفر ـ
به همسایه واگذاشته بودیم.

و صدایی کفشهای گشاد…
***
اگر از مزار ما گذشتید
دستی بالا کنید
با درودی
خالی از غضب افتادن
و توان تان اگر بود
کوه را دوره زنید
آنطرفتر
در خاک شیار شده
تندیس قدمهایی می بینید
از دیروز دور
و جای قدمهایی وام گرفته
کنار هم ، بروی هم ، هم با هم
توانتان گر هست
کفش های پدر بزرک را
بیاورید
روی مزار ما
بگذارید.

گفته بودند مردان زخمی
آنطرفترک باز گردبادی و صدایی
و صدای کفشهای گشاد…

One Response to “در عقوبت افتادن”

  1. Chartchai گفت:

    That’s a cleevr answer to a tricky question

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان