کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
فرمان خواب

سالهاست که مارا
جلوی جوخهء اعدام
چشم بسته
نگاه داشته اند
به تفنگ‌ها گفته اند
” فرمان نرسیده است!”


و سرهنگ سر از بالین خواب
بالا نکرده است.
سالهاست که او درخت مبهوم طلایی را
خواب میبیند
وپیاله به پیاله ای شب میزند
” صبح بسیار دور است!”
می انگارد.
وسینه ام
طپش نفرین شده ی تفنگها را
نفس میکشد
سالهاست که گرما
آب را میخورد
تشنه از دویدن، تشنه از رفتن
تشنه از آمدن
خسته از برگشتن.

و لبان خشکیدهء ما را هنوز
کسی با آب، سلام نداده است.
صاحبان تفنگ گفته اند:
” پیش از آنکه گلوله ها فیر شوند
آبی بر لبان تان
فرو خواهیم چکاند!”
هم از آنست که ما صفیر گلوله را
انتظار میبریم
چشم بسته ایستاده بر درگاه فریاد
خسته از ایستادن، خسته از پاییدن

فرمان نرسیده است!

هم آنجا دریا سایه را به نجوا بوسیده بود
” آنها در لست دراز شب
انگشت سیه نکرده اند”
میگویند:
” مدعیان روز
سفرهء ما را به آتش میکشند!
بروید، دور شوید با آن توته های نور بر کف
فرمان هر لحظه
ممکن
سر رسد ”

و آغوش سرد دیوار
دریای دستان ما را میگرید.

4 Responses to “فرمان خواب”

  1. Najiba گفت:

    salam doste gerami Mosah Jan,
    ba arzoo mofghyat ha be payanat .
    Najiba

  2. Mahjan گفت:

    Salam bradere grame Musa jan.Man kamyabe roz afzone schoma ra mekhaham. Mahjan

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان