کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
هجرت در ظل تقدیر

ظل تقدیر است
ـ چونان سایه ای موجود شب خورده ـ
که نه ما اورا
او ما را از پی میکشاند.
گر چنین گرد آلود زهر دردیم
گنه ای ما از ایمانی است
کز ازل به ظل داشته ایم
صخره از سر ما برگیر
پیشتر از آن هلاک شده ایم

ظل تقدیر است
کز پی میکشاند
میکشاند و می شکند مارا
میشکند و میکشاند

تا بتو برسیم
ـ غزلیکه وداع بی سلام بودی ـ
بشکسته ایم چنان
که سلام ما
آخرین اشک وداع است
که تو خود دریغ
وداع بی سلام بودی

و ما را کس از جهانیان
به جا نمی آورد
چونکه قطره اشک
کز عزیزترین جایگاه فروغلطد
مقرش خاک سیاه است
و یک گور بینام

ما از وطن جدا مانده ایم!

کو مردمکی که
اشک را
پناه دهد؟

کوه از سر ما بر گیر
پیشتر از آن
هلاک شده ایم

One Response to “هجرت در ظل تقدیر”

  1. Sixto گفت:

    The genius store cleald, they’re running out of you.

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان