کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
شرمنده

زمستانِ سالهای سرد و ناپیدایی نان بود. من و کابلیان دمِ نانوایی صف بسته بودیم…آن چند تا نان نصیبِ کی میشد؟ صبحِ زود بود و آفتاب از دیدارِ خدا برنگشته بود. آن ایرانی هم آمد و آخرِ صف ایستاد. همسایه های منزلِ بالایی گفته بودند:
– پناهنده است…از ایران آمده!
برای آنها و فلسطینی های پناهنده، منازلِ مرفه یی داده بودند…هیچکسی زبان بر پرخاش نگشوده بود، حتا آنهاییکه بالای برف میخفتند. آن ایرانی را از آخرِ صف کشیدند و آوردندش دم “دخل” نانوایی. به نانوا گفتند:
– نوبتِ ما را به او بده!
ایرانی پس، پس رفت:
– نه بخدا…!
همسایه ها گفتند:
– هزاران هموطنِ ما در ایران است شما او را پناه داده اید، ما نمیتوانیم به تو نان بدهیم؟ نان را بگیر!
نانِ خشک روی دستانِ ایرانی ماند. هیچکس زبان به پرخاش نگشوده بود، حتا آنهاییکه از بالای برف آمده بودند. او به همه نظر انداخت با نگاه هاییکه سپاس را از درونِ نهفته ها نقب میزد:
– شرمنده…عزیزانم شرمنده ام…
***
از طریقِ سایتِ دوستم مامون با نگاشته های “آلوچه خانوم” آشنا شدم و این عکس را هم همانجا یافتم که در یکی از مستراح های یک کارگاهء ساختمانی خارج از تهران گرفته شده بود و با داستانی که قلب را در پنجه های صمیمیت و عینیت میفشرد…در بخشِ تبصره هایش وطندارانِ ایرانی نویسنده ، نوشته بودند:
– شرمنده…بخدا شرمنده ام!

ابر ها پایین آمده بودند
سرک پر از آهی تو بود.
همسایه چایش را نوشیده بود
و ما مرگ را از چشمانِ کودکان
جارو میکردیم
کسی رفته بود آسمان را
از خواب بیدار کند.
در شهر کس، کسی را نمیدید
ابر ها پایین آمده بودند.

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان