کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
شبان خیال های آواره

در بهارترین اندیشه شبهای سکوت
شبان خیال های آواره ام
 تو بودی
وقتی آسمان سجده ام را
به تماشا نشسته بود
و کسی بیباکانه
شب را میدرید
              تا در روشنایی آواز بخواند:
   شبان خیال های آواره ام تو بودی
******
نامت
مرا
    چنان در سکوت غرق میکند
که دریا باران را
(و تو هیچ آیا
              به خویش اندر شده ای؟)

با تو
 به سعادتی نزدیک میشوم
که دیریست باغ
آنرا زمزمه نکرده است
 از آن ترس
 که آتش نگیرد
و من
 !همان باغم

2 Responses to “شبان خیال های آواره”

  1. Heidi گفت:

    Extremely helpful ariltce, please write more.

  2. Nikitka گفت:

    Wow! Great to find a post koncking my socks off!

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان