کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
بوسه یی در تصویر

به بوسیدنم میخواند آنکه

از حریر آتش میگذرد

حال آنکه

لبان بسته ام هنوز

خاک آلود بوسهء آنی است که

دوستش میداشتم.

میگذرد در اعتماد چنان

که گویی سر  باز ایستادنش نیست؛

و ترنم باران از باغ میرسد بگوش

با بوسه های قطره

از دامان خاک

با ایستایی خواهش.

که خواهش، سوز ممتد است

در ابهام عروج خاک.

و من

لبانم را بر دستان تومینهم

و فرزندان باران، چشمانم را

تصویر میشوند.


به بوسیدنم میخواند…


پرنده از لب پنجره پرید

و کسی آن پایین

خواب شیشه یی سبزه ها را

لگد میکند

در خلوتی که دستان تو

تنهایی مرا بآغوش میکشد.

پرنده بر میگردد

و دهن پنجره را منقار میزند

در پایین کسی نیست

جای پایی ، فقط.

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

ثور ۱۳۹۷
د س چ پ ج ش ی
« حمل    
 ۱۲
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
۳۱  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان