کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
در امتداد شب

تماشای مارا
دیوانه ها جشن گرفتند
میانهء شب
ما آفتاب را صدا زده بودیم.

جلاد از سر خشم
ساطور بر کنده کوبید
آنگاهیکه
یاران مارا
سرمه به چشم می کشیدند.

شبانه بود
ـ آمیزه ای از خون وعشق وفریاد ـ
که شانه به شانه
ره گرفتیم بی نوا
خط کم نور نور را
و مجانین از هر کناره
سر و صورت ما را بیادگار
می نگاشتند
کسی یا کسانی از ما
میانهء راه ماندند
ـ یا نماندند ـ
ما میانهء راه ماندیم
ـ یا نماندیم ـ
که فریادی برامد و صدایی
گویی ساطور بر کنده میکوبند
یا سری از کنده می غلطد
و عقل با پنج حس
صدای گریه را شنید
وما پیشتر از آنکه بمیریم
آفتاب و مادر را صدا زده بودیم
گفتند: فریادی بر کالبد کوه!
وپژواک صدا
که مادر وآفتاب را صدا میزد، بسیار بار
همانجا بود که درخت سیاه
در شب سیاه
یاران مارا به نجوا گفته بودکه
هزاران شهید
لمحهء آخر راـ درود گویان ـ
کنارش خوانده اند
ومانده اند.
هم در آنجا بود که ما
از پا ماندیم.

همانجا بود که درخت به شب گفت:
ـ شهیدانی هم ازین دست،
حتا اگر زنده مانند
شهادت را جبین زده اند

۳ Responses to “در امتداد شب”

  1. Laicee گفت:

    Back in shocol, I’m doing so much learning.

  2. Eduardo گفت:

    The voice of ratoianilty! Good to hear from you.

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

قوس ۱۳۹۶
د س چ پ ج ش ی
« عقرب    
 ۱۲۳۴۵
۶۷۸۹۱۰۱۱۱۲
۱۳۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹
۲۰۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶
۲۷۲۸۲۹۳۰  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان