کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
لشکرِ نور

شبِ موهایت پس کشید و سایه رفت روز شد
آفتابِ رویت برامد نورِ سیه سوز شد
لبِ بام برآمدن حاجت کجا بماند
ستارهء چشمت بیامد آسمان فروز شد
گفته بودم در بند نیافتم آزاد بزیم
لشکرِ عشقت آمد و بر تاخت و بهروز شد
چو سر کویت پاسبانی بس ز حد گذشت
هم سنگ و دیوار کوچه ات کینه توز شد
دیروزم تو بودی و امروزم تو در وجود روح
نامت وردِ زبان فردایم مجابِ دیروز شد

One Response to “لشکرِ نور”

  1. Helen گفت:

    Heck of a job there, it absoluetly helps me out.

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

ثور ۱۳۹۷
د س چ پ ج ش ی
« حمل    
 ۱۲
۳۴۵۶۷۸۹
۱۰۱۱۱۲۱۳۱۴۱۵۱۶
۱۷۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲۲۳
۲۴۲۵۲۶۲۷۲۸۲۹۳۰
۳۱  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان