کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز
زمزمه های هایکو (۲)


کسوف شد
وقتی تو
میانِ من و آفتاب آمدی
*
آهی من
برگهاییست
برای باد
*
چه سیه است روزها
از آغوشِ شب گریخته ام
*
آمدنت خرامِ اشک بود
و تلالوی ستاره
خشکسالی را چگونه باور کنم؟
*
نگاهم کن عزیزی که
آبی به چشمانت
غبطه میخورد
برمیخیزم با گریه یی چنان
که باران سکوت کند

*
در تابستانِ چشمانت
خلوتِ خزانیی دارم
*
ستاره یی از آسمان افتاد
چه کسی باز
افول میکند
*
سردی انگشتانم را
روی آتشِ دستانت میکارم
دریا را دیریست
از خاطر برده ام.
*
تنهایی را چنان پر صلابت
دریا ساختم
که چون خواستم برخیزم
غرق شده بودم
*
چشم برهم مینهم
گذشته با تو برگشته است
*
من میروم
اگر ماندی
لبِ پنجره بیا
*
تو و مهتاب
روز را فراموش میکنم
*
زمستان سر میرسد
دستانت کجاست؟
*
آهو و پلنگ روی چمن
دلِ من و عشقِ تو
*


زمزمه های بیشتر

One Response to “زمزمه های هایکو (۲)”

  1. Vadimka گفت:

    If you want to get read, this is how you souhld write.

پیکرهء نظر ها با کابلستان

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

جوزا ۱۳۹۷
د س چ پ ج ش ی
« ثور    
 ۱۲۳۴۵۶
۷۸۹۱۰۱۱۱۲۱۳
۱۴۱۵۱۶۱۷۱۸۱۹۲۰
۲۱۲۲۲۳۲۴۲۵۲۶۲۷
۲۸۲۹۳۰۳۱  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان