کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز

پست هاي مربوط به تاريخ جوزا, ۱۳۹۲:

تسلا و سجده

دستانت زنانه ترین واژه بود
آتشی در رها
ومرا کجا برد
تسلاییکه از سر انگشتانت میریخت.

بهشت در چشمانت خانه کرده بود
من ارتداد را
از نگاه تو خریدم
و
سجده را
من
از چشمان تو شناختم
*
بر فرق دیوار گریه و درود
نوشته بودند “خروج ممنوع”
برامدم
آتش را
آشنا بودم
از همو من
آغاز شده بودم…
پس تسلا و اتداد و سجده و آتش را
در قامتِ تو تلاوت کردم

آیدون
آسمان دیگر شفاعتم را
قبول نمیکند.

» بدون ديدگاه

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

ژوئن 2013
د س چ پ ج ش ی
« آوریل   سپتامبر »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان