کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز

پست هاي مربوط به تاريخ حمل, ۱۳۹۲:

عادل

خزانِ زرد رسیده بود. درختانِ دو طرفِ سرک، برگها را سخاوتمندانه فرشِ قدمها میکرد. درختان دلگیر بودند و وداعِ برگها، روی نفسِ هوا معلق مانده بود. این برگها چه خشکیده، زمین را رنگ زده بودند. شمال سرد بود و برگها طاقتِ جفای سیلی باد را نداشتند. برگشته بودم و از کنارِ یک حویلی با چمنِ باز میگذشتم که صدایی مرا بخود کشاند:
هر چند که دور از تو و پیش دگرانم
هر جا که روم نام تو آید به زبانم
کی این صدا و شعر را نمیشناخت. صدای زنده یاد احمد ظاهر بود که روی فرشِ برگ و هوا میریخت و میرفت . برگشته بودم و مسیر صدا را مینگریستم. کی او را گوش میکند؟ اینجا که افغانی نیست. یا هست و من نمیدانم. پا به چمنِ حویلی گذاشتم.
هر جا که روم یاد تو را میکند این دل
در قلب منی گر چه میان دیگرانم
برگها زیرِ پایم صدا کردند اما آن صدا، صدای او را کی گوش میکرد درین دوردست شهر، در اینسوی آبها و جنگلها؟ و درختان چه ملول بودند …. وداعِ برگها روی هوا معلق مانده بود.
» ادامه مطلب

» ديدگاه ۱

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

آوریل 2013
د س چ پ ج ش ی
« مارس   ژوئن »
1234567
891011121314
15161718192021
22232425262728
2930  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان