کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز

پست هاي مربوط به تاريخ دلو, ۱۳۹۱:

زمزمه ها (۲)

دلم میخواهد خطی بنویسم
ببرمش آنسوی روز
وبه تو که بوتهایت را میبندی بدهم
تو
از بینِ همه عمرم میگذری…

* ۲ *

میخواستم هر دمی
روز را سلام کنم
اینِ شبِ چشمانت،
نگذاشت.
دگر چیزی نمیبینم…

* ۳ *

پرنده را که از قفس رها کردم
دلش سوخت، برگشت.
جهان من زندانی بیش نبود

» بدون ديدگاه
زمزمه ها

۱
رو در رو با آیینه میایستم
و تنهایی تمام قد
خودش را معنا میکند
****
۲
خوشی هایم را
زیرِ پایت فرش کردم
گریستی،
برهنه پا.
چقدر کم بودند!
****
۳
عشق و شب وشعر
همه نقطه ها را
به سرم کوبیدند
و من اما
هنوز درد بودم..
****
۴
ازینهمه پوچی دلم گرفت
ثانیه ها را باید از نو بشمارم

» بدون ديدگاه
در خطِ گذر

خطِ سریع لحظه ها
تنهایم گذاشت
در ایستگاهی که شگوفهء قدمهای دوست
روی راه مانده بود
و بوسهء انگشت، روی شاخه ؛
او رفته بود و من
ثانیه ها را پرخاش میکردم.

اینجا آفتاب
همه روزه جایش را به شب میدهد…

» ديدگاه ۱

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

ژانویه 2013
د س چ پ ج ش ی
« دسامبر   مارس »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان