کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز

پست هاي مربوط به تاريخ سنبله, ۱۳۹۱:

شهر و آسمان

ابر ها پایین آمده بودند
سرک پر از آهی تو بود.
همسایه چایش را نوشیده بود
و ما مرگ را از چشمانِ کودکان
جارو میکردیم.

کسی رفته بود آسمان را
از خواب بیدار کند.
در شهر کس، کسی را نمیدید
ابر ها پایین آمده بودند.

» ديدگاه ۱

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

سپتامبر 2012
د س چ پ ج ش ی
« آگوست   اکتبر »
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان