کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز

پست هاي مربوط به تاريخ سنبله, ۱۳۹۱:

عشق و فلاخن

ما را از کوچهء رسوایی گذر داده بودند

آنگاهیکه هیاهوی مردانِ مغاک نشین

آتشفشانِ سرخِ تباهی اخلاص را

                                    رقم میزد

عربده کشان، مردانِ مستِ مغاک

ما را سنگ زنان سوا کردند

لاجرم شهر با دیوار های از دو گانگی

                                      جدا گشت

هو شیارنما ها بیکطرف

با تیر های در کمان و سنگهای در فلاخن

ما اما – دیوانه سار –

با کله و دهان پر خون

با نامِ عشق در زبان

طردِ باغستان را میگریستیم

گفته بودند:

” هوشیاران

بدین پندار، مغز و زبان آلوده نسازند”

رسوا شده بودیم

با خون مزهء عشق در دهان….

» ديدگاه ۲

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

آگوست 2012
د س چ پ ج ش ی
« جولای   سپتامبر »
 12345
6789101112
13141516171819
20212223242526
2728293031  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان