کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز

پست هاي مربوط به تاريخ جوزا, ۱۳۹۱:

حجمِ آرزو

مرا از تو گریزی نیست
– بسته با صفایی
که شاخه به درخت-
ای اخلاصِ حال و همیش
در آبی ترینِ لحظهء یافتن
مهمانم شو
نگاهت که چشمانم را
به سفر خواست
حجمِ بهشت دگر
تنگی میکند
با آرزوهای که
با خود خواهم برد!

» ديدگاه ۲
باران

از سرزمینِ خدا
اشک های دردِ به آسمان رفته را
به ارمغان میآورد
باران….
بیادِ خود میافتم
در روشن ترین روزِ آفتابی
که دستانِ نور
مژهء تاریکی را شسته بود
و صدای تو
جابلقا را در مینوشت
و خاکِ خشک داغ
قطره، قطره
شوری چشمانم را
فرو میبرد.
باران
دریای پاشیدهء ابر کبود
مژهء گلها را
میشوید
حبابی روی سرک میترکد
کسی از کوچه آه میکشد
سرم میانِ شانه هایم
فرو میرود
و گریهء همه عالم
روی چشمانم وا میشود
و من
تو را
صدا میزنم!

باران،
قصهء دریا را
مکرر میکند.

کی گفت
که دریا
دلتنگ نمیشود؟

» بدون ديدگاه
طلوعی برای غروب

احزابِ راست بنیادگرا چه جهشِ صعودی درین کرهء خاکی دارند. اعضای آنها بصورت حیرت انگیزی کرسی های پارلمان را میقاپند. بزرگترین عامل موفقیتِ آنها ستیزه جویی با پناهندگان و شعارِ های فریبندهء ضد مهاجران است که صندوقهای رای دهی را به نفع آنها پر میسازند. یونان که خود تا خرخره زیر قرض و منتِ اتحادیهء اروپا غرق است، با تمامِ صرفه جویی های پیشنهادی و تدارکات اقتصادی نتوانسته خودش را ازمنجلاب فرو رفتن نجات دهد. گروهء افراطی و راستگرای ضد پناهندگانِ “طلوع طلایی” ازین آشفته بازار سود میبرد. با نمایشهای مسخره و پروگرامِ های سطحی، جاده های یونان را زیرِ تایرِ موترسایکلها میکوبد، شعار ضدِ مهاجرانه سر میدهد و با کنشهای طفلانه بار تمام بدبختی هایشانرا روی گردن پناهنده ها میگذارد. کشوریکه مهد تفکر و تمدن بود، بیگانه از تفکر و تعمق، ساده لوحانه بر پای راستگرا ها کرنش میکند و قاتلان و عربده کشان جاده ها را بر مسند پارلمان بر میکشد. کسی برای این انگاشتِ ساده لوحانهء آنها باید قربانی دهد – و این افغان است که بازهم قربانی میشود، دور ار دیار در گوشه های دور افتاده و جنگلهای بی آب. در گریز از طلوعی که برای غروب برخواسته است…

» بدون ديدگاه
نجابت در برهوت

ای نجابتِ شریف

دنیای ما، دنیای بی رنگی است، عزیز

با نغمه هایش زرد

و شباهنگی که از منقارِ جغد برمیخیزد

ترا میانِ برگها دگر جایی نیست

و برگرا میانِ درخت

که درخت خود دیریست

بدامِ تبر افتیده است
» ادامه مطلب

» ديدگاه ۱

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

ژوئن 2012
د س چ پ ج ش ی
« مه   جولای »
 123
45678910
11121314151617
18192021222324
252627282930  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان