کابلستانِ درد

خلوتکدهء ثانیه‌های امید و گریز

پست هاي مربوط به تاريخ جوزا, ۱۳۹۱:

در سفری روی حجم

تا عاشقانه ترین سرود
لبانت را روی حجمِ صفا بنه
بهشت روی موجِ چشمانت
تلاوتِ ترِ توالی طربِ اشراق را
رها خواهد کرد.

تو
موهای عشق را
شانه میزنی
و مرا درآندم،

ازشب وشیاد باکی نیست.

» بدون ديدگاه
در فرسخهای بدور از کوه

از کوه بزیر آمدم

” چمنزاریست سبز ”
گفته بودند
“با شگوفه هایش

و برگهاییکه بوی بهشت میدهند

از شاخچه هایش عشق میریزد

و دریایش اشکِ آفتاب را

                           روی دستِ خدا میگذارد؛

زمینش تابِ هزار تن را دارد

و آسمانش خندهء مومن را

به زیارتِ عرش میبرد…”

از کوه بزیر آمدم

همانسان بود؟ کی میداند !

اما ای خوب ترین عزیز

آنجا باش، روی صخره،

که دستت تا دستانِ خدا میرسد

 و صدایت تا بالِ مرغِ آمین.

آفتاب را ببوس

و روی شانهء ملکوت

                      سر بگذار

بیدار که شدی

انگشتانت  ستاره می چینند

و لبانت روی کوه بوسه میگذارند..

ای زیباترین عزیز،

اینجا همه روزه

                باران است!

» ديدگاه ۱
فریادِ ناگفته

آن سخنِ ناگفته را
انگشتانِ سکوت
   روی لبانت میگذارند
                    فریادش کن!

» بدون ديدگاه

در کوچهء دیگر

روشنایی از بسیار سو
به تو هجوم آورد
و من در پرتو تو
روشنایی را شناختم
از: روشنایی در پرتو تو

پیوند‌ها

انتیکِ خونین

درین کلیپ ۱۵ دقیقه‌ای مشاهده میکنید که پروسه قاچاق از افغانستان تا بازار انتیک در اروپا چگونه پیش میرود.

اجناس عتیقه ا یکه از افغانستان غارت شده و در بازار‌های اروپا به فروش میرسند

کابلی

کابلی ام
ابهتی است مرا از کوه
وقتی سخن از کابل
در میانه است

کابلی ام
افسر از سر افگنده
با رخساری که خاک بران
تصویر دگرگونه بخشیده
و بر آستانهء ویران شمشاد
گریه میکنم

احمد ظاهر چگونه ترور شد؟

کوچه‌ های کابلستان

کوی دوست

باغکوچهء تازه از کابلستانِ درد. درین باغستان شما نوشته های دوستانِ و همدلانِ کابلستانِ درد را به خوانش مینشینید. به سوی کوی دوست

آرشیف ماهیانهء کابلستان

می 2012
د س چ پ ج ش ی
« آوریل   ژوئن »
 123456
78910111213
14151617181920
21222324252627
28293031  

جدیدترین نوشته ها

کابلستان درد

کوچه‌های کابلستان